|
نشست سه جانبه، تعهد روی کاغذ
نشست سه جانبه ی افغانستان، ایران و پاکستان یک ابتکار خوب و ضروری بوده و است تا کشورهای منطقه و بویژه کشورهای همسایه برای تامین ثبات منطقه و افزایش همکاری های اقتصادی ، سیاسی و گسترش مناسبات در چارچوب منافع متقابل با هم گفت و گو و مذاکره کنند اما آنچه که در نشست اسلام آباد مشاهده شد تردید ها در زمینه ی اثرات مثبت و نتایج موثر ان را زیادتر ساخت.
تردیدی نیست که سه کشور همسایه افغانستان، ایران و پاکستان عرصه های فراوانی برای همکاری با یکدیگر دارند ؛ عرصه هایی که حداقل در دو محورمی توانند دسته بندی شوند:
یکی از این محورها، معضلات و چالش های امنیتی مشترک برای هر سه کشور است، تروریزم، مواد مخدر و افراطی گرایی خشونت طلب مشکلاتی است که امنیت و ثبات هر سه کشور را تهدید می کند و عوارض ناشی از آن گریبان هر سه کشور را گرفته است، در این زمینه بسیار ضروری است که سه کشور با یک هماهنگی و اتفاق نظر دست به مبارزه و ریشه کن کردن معضلات و تهدیدهای مذکور بزنند، محور دیگر، گسترش همکاری های اقتصادی، تبادلات تجاری و همکاری های فرهنگی و همیاری های اجتماعی است که می تواند به سود منافع ملی هر سه کشو تمام شود، اما شرط اصلی همکاری ها در هر دو محور، به رسمیت شناختن حق حاکمیت کشورها، عدم مداخله در امورداخلی یکدیگر و پرهیز از اعمال نفوذ و فشار علیه ملت ودولت های یکدیگر است، تا زمانیکه یک فضای اعتماد میان همسایگان بوجود نیاید و یک اراده ی جدی و قوی مشترک برای همکاری وجود نداشته باشد، نشست های سه جانبه از نوع نشست اسلام آباد تا سطح یک همایش نمادین و مقطعی تقلیل می یابد و هیچ نوع پیامد مثبت و موثری برای آن متصور نخواهد بود.
آنچه که از اعلامیه پایانی نشست اسلام آباد استفاده می شود هر سه کشور متعهد شده اند که از خاک کشور های مذکور هیچ نوع تهدیدی متوجه کشور دیگر نشود اما این تعهد صرفا روی کاغذ است و عملاً مداخله و تهدید وجود دارد و این تهدید ها ادامه یافته.
پاکستان بعنوان یک کشور همسایه همچنان از گروپ های مسلح مخالف نظام افغانستان حمایت می کند، رهبران تروریستان در خاک ای کشور با آزادی تمام علیه نظام وحاکمیت ملی افغانستان فعالیت می کنند ، مراکز تعلیمی برای آنها تدارک دیده شده است ، وجود پناهگاه های تروریستان در خاک پاکستان مانع و مخل اعتماد افغانستان به این کشور است، تا زمانیکه گام های عملی برای همکاری و همراه شدن پاکستان در مبارزه با هراس افگنی برداشته نشود، نشست های سه جانبه و اعلامیه های پایانی بی نتیجه خواهد بود.
نکته ی دیگر ضعف و ناتوانی افغانستان در این گونه نشست هاست که مانع از موثریت آنها شده است، رئیس جمهور افغانستان در حالی در نشست اسلام آباد شرکت کرد که پشت سرش یک نظام مقتدر و یک سیستم کار آمد و یک اجماع ملی وجود ندارد، علاوه بر آن ، در دست های وی کدام طرح و برنامه ی روشن هم قرار نداشت ، با وجود حضور یک تیم دولتی همراه آقای کرزی اما این تیم فاقد طرح و پلان مشخص در این نشست بود و نتوانست با ارائه ی یک فرمول مناسب در زمینه ی همکاری های صلح و ثبات در منطقه ، پاکستانی ها را تحت فشار قرار دهد، رد و بدل شدن سخنان احساسی و کلمات تند و صحبت های سطحی به جای آنکه تاثیر مثبت بر روند همکاری های دو جانبه و سه جانبه داشته باشد، اوضاع را بدتر و مناسبات را پیچیده تر می سازد.
دیپلماسی افغانستان دمدمی مزاج و سست مایه است و نمی تواند با یک تیز هوشی ، دقت و تدبیر مواضع و تنش های موجود در روابط دو کشور را رفع و زمینه را برای گفت و گو های سازنده مساعد کند.
نشست اسلام آباد اگر چه یک ابتکار مهم بود و باید از آن ، بهره برداری می شد اما برخورد سطحی و سبک افغانستان و نداشتن یک طرح و نقشه ی راه که با معقولیت همراه باشد، این نشست را حداقل برای افغانستان بی نتیجه به پایان رساند.
30 دلو 1390
|