|
بدعتی که به یادگار گذاشته شد
آقای فضل احمد معنوی رییس کمیسیون انتخابات که براساس فرمان رییس جمهور، تصمیم نهایی در مورد جنجالهای انتخاباتی را اعلام میکرد به خبرنگاران گفت که تصمیم به سلب صلاحیت از تعدادی از نمایندگانی که قبلا به پارلمان راه یافته بودند و اسامیشان توسط کمیسیون انتخابات اعلام شده بود، گرفته است.
تصمیمی که به عقیدهی بسیاری از ناظران آگاه میتواند زمینهساز تداوم جنجا لها باشد. فهرستی که کمیسیون انتخابات در مورد تغییرات جدید در ترکیب اعضای ولسیجرگه گرفته است و برخیها را وارد مجلس و از برخیها سلب صلاحیت مینماید، شامل اعضای پرنفوذ مجلس نمیشود و ظاهرا به فحوای نه سیخ بسوزد و نه کباب، مصلحتا گرفته شده است، اما متاسفانه همین تصمیم مصلحتی، میتواند به مصلحت مردم نباشد، هرچند ممکن است به مصلحت برخیها باشد. آقای معنوی به خبرنگاران گفته است که آنها نمیخواستند وارد ماجرای انتخابات شوند، اما فرمان رییس جمهور آنها را مجبور کرد در این رابطه کار کنند. این درحالی است که ایشان محکمهی اختصاصی را که تصمیم کمیسیون انتخابات براساس دریافتها و نتیجهگیریهای آن صورت گرفته است، غیرقانونی میداند. براساس حکم محکمهی اختصاصی 62 تن از اعضای مجلس به تقلب متهم بوده و فاقد صلاحیت عضویت در ولسیجرگه هستند. این تصمیم که با استقبال گرم نامزدهای معترض بر نتایج انتخابات مواجه شد، اعتراضات گستردهای در ولسیجرگه و خارج از آن به دنبال داشت. ولسیجرگه تشکیل دادگاه اختصاصی را در مورد تقلبهای انتخاباتی غیرقانونی و فاقد اعتبار اعلام کرده است. اینکه پیآمد اعلام نتایج نهایی چه خواهد بود، نامعلوم است؛ ولی آنچه معلوم است عرف و سنت نادرستی است که کمیسیون انتخابات به یادگار گذاشته است؛ عرفی که برای سالیان دراز میتواند دستآویز قانونشکنان و قانونگریزان باشد و به استناد آن در هر انتخابات دیگری، هیچ تصمیمی از جانب هیچکسی نهایی تلقی نخواهد شد، که هر لحظهای میتواند تغییر کند و به ضد خود مبدل شود. مثلا نمایندگانی که چند ماه و حتا بیشتر از آن به پارلمان رفتهاند و معاش گرفتهاند و بهحیث نمایندهی مردم حرف زدهاند، ممکن است مورد سلب صلاحیت قرار گیرند و حتا ممکن است رییس جمهوری که قبلا رییس جمهور اعلام شده است یک شبه، به یک فرد عادی بدل گردد. معلوم نیست آن بیچاره پس از آن چه خواهد کرد؟ مسوولیت این کار به عهدهی کمیسیون انتخابات و بهویژه آقای معنوی است که خیلی بهتر بود قبل از این کارها، مرد و مردانه استعفا میداد و دنبال کار دیگری میرفت که از عهدهاش ساخته بود و کسی او را به آن مجبور نمیکرد، تا پیآمدهای آن را به ناگزیر بر دوش بگیرد
31 اسد 1390
|