|
حمله به والی پروان كار طالبان يا تقصيرِ نهادهاي امنيتي؟
ماندگار : ولايت پروان بار ديگر مورد حملهي مردان مسلح و انتحاري قرار گرفت و سرانجام بيست كشته و سي زخمي در اين ماه مبارك برجای گذاشت. در اين حمله كه در جريان نشست امنیتي والي پروان با اشتراك شماري ديگر از مقامهاي این ولايت، صورت گرفته بود، والي پروان جان سالم به در برد.
پيش از اين نيز والي پروان از يك حملهی انتحاريِ دیگر در دروازهی ورودي مقر ولايت جان سالم بهدر برده بود. اطلاعات در آن زمان ميرساندند كه طالبان بعد از آن حملهی ناكام، به آقاي سالنگي هشدار داده بودند كه او را خواهند كشت.
حمله به والي پروان از سلسله حملههايي است كه بر برخي شخصيتها و مقامهايِ دوران مقاومت و ضد طالبان صورت ميگيرد. سالنگي بعد از آن مورد هدف طالبان قرار گرفت كه بعد از كشته شدن مولانا عبدالرحمن سيدخيلي، از مقاومت در مقابل طالبان سخن گفته بود و از بيدادهايي كه طالبان بر شمالي در سالهاي استيلایشان روا داشته بودند، يادآوري كرده بود.
این حمله درست در همان شب و روزي صورت گرفته است كه سيزده سال قبل سربازان پاكستاني و پنجابيها با شماري از اجيران و فروختهشدگانشان، در آن ولايت سياستِ «زمين سوخته» را تطبيق كرده بودند.
حالا اين پرسش مطرح است كه چرا مناطقِ امن، به سادگي مأمن ناامني و مركزي براي حضور طالبان شده است، به ویژه ولايتهاي مركزي مثل پروان و كاپيسا در همسایگیِ كابل.
پرسش ديگر اين است كه چگونه مقر ولايت پروان، دوبار مورد حملهی مشابه قرار ميگيرد اما براي تحكيم امنيت آن، كاري صورت نميگيرد.
پرسش سوم اين كه چگونه شش مرد انتحاري و مسلح خودشان را به ولايت پروان ميرسانند و در دفتر والي انتحار ميكنند، اما هيچ مانعي بر سر راهشان وجود ندارد و نهادهاي كشفي و امنيتي كشور، در افشا و خنثاسازيِ آن، هيچ نقشي نداشتهاند.
پیشتر حمله به وزارت دفاع افغانستان نشان داد كه افراد در چه سطحي در اين وزارت، با طالبان و شبكهی حقاني همكاري كردهاند و همواره در قتل شخصيتهاي مهم كشور، قراين و شواهدي وجود داشته كه نشاندهندهي همكاريهاي افراد مشخصِ امنيتي و حكومتي با تروریستها بودهاست. اما اين قرينهها و شواهد نه تنها به تحليل و بررسي گرفته نشدند، كه حتا درست و روشن مطرح نيز نگرديدهاند.
بنابراين، ما بارها گفتهايم و بار ديگر ميگوييم كه برنامهي دقيقي براي موفقيت اين حملهها در كار است كه با همكاري جريانهايي در درون حكومت افغانستان با شبكههايي كه توسط سازمانهاي پاكستاني ايجا شدهاند، پيش برده ميشود و جابهجايي و كشاندن تروريستان به مراكز مهم و شكار هدفهاي درشت، بدون همكاري حلقات و مهرههاي داخلي، ممكن نمیباشد.
اينها همه نشان ميدهند كه ناتواني حكومت و حضور حلقات و افراد نفوذي سازمان استخباراتي پاكستان در اندامهاي مختلف حكومت ـ بهویژه در ردههاي بالايي ـ دليل اصلي موفقيت طالبان و شبكهی حقاني در انجام اينگونه حملههاست و در عين حال، در ناامن شدن ساحات امن كشور نيز اين حكومت است كه مقصر پنداشته ميشود، نه هيچ گروه و جريان ديگر.
آریایی
24 اسد 1390
|