| |
|
| |
|
فرجام خود کامگی حکام
عاقبت اندیشی کمال انسانیت است. خردمندی، نیک زیستن و دانایی انسان را وا میدارد که فرجام اندیش و عاقبت نگر باشد. انسان خردمند از حوادث و تحولات درس گرفته اشتباهات خود را جبران مینماید. پی بردن به اشتباه برای فرد موفقیت می آفریند. اما تکرار اشتباه انسان را در پرتگاه سقوط می کشاند. بدون شک گام ماندن در اشتباه بی عدالتی، ظلم، فساد و نا امنی را به بار آورده که سر چشمه همه بدبختی ها وعامل فر جام خود کامهی حکام میباشد.
خود خواهی و غرور به انسان اجازه نمیدهد چهرهي حقیقت را آن چنان که هست ببیند. خود خواهی سر چشمهي حسادت کینه توزی وعامل خونریزی وجنایات است. خود خواهی انسان را به ادامهي خطا و اشتباه وا داشته و به هنگام وجود عوامل بیدار کننده همه را خنثی می کند. خود خواهی و لجاجت فرصت توبه و جبران را از دست انسان می گیرد و درهای نجات را به روی او میبندد. چه کس نمی داند که دروغ، تقلب، دزدی و فساد شیرازه نظام اجتماعی را برهم می ریزد. حکام مستبد و خود کامه با بهره گیری از زر، زور و تزویر خود را به مردم تحمیل میکنند وگمان می دارند می توانند با این گونه دیکتاتوری ادامه داد.
اما غرور و خود خواهی آنها پایان پذیر خواهد بود و در نهایت تکبر و خود خواهی فرعون گونه آنها جز مصیبت نیست که به سرنوشت حکام طغیان گر و سرکش گذشته دچار خواهند شد. نباید فراموش کرد گردن نهادن به واقعیت های نا سازگار اجتماعی به هیچ وجه جایز نیست و باید راه های مشروع را برای دگرگونی آن واقعیت ها جستجو کرد.
پیامبر(ص) می فرماید، «هرگاه امت مرا دیدید که جرات ندارند که به ستم گار نه بگویند آنها را به حال خود بگذارید». امروز حکام تناقص گویی می کنند. موضوعی را مطرح می کنند هنوز تکمیل نمی گردد بخاطر مصالح سیاسی ومنافع مادی، و گروهی خویش به رد آن دست می زنند.
واقعیت ها را به گونه نادرست تعبیر نموده، کوچکترین توجه به مردم ندارند. هر روزه حجم فساد اداری، افتصادی، مالی و سیاسی در افغانستان گسترده شده و همواره فساد قومی که هست و بود جامعه را به تباهی می کشد در حال رشد است. حکام خود بیشترین زمینه ها را برای تقویت هرچی بیشتر آن فراهم می سازند.
دولت مردان کشور گمان می کنند همه چیز را خود می دانند و مردم افغانستان اکثراً بی سواد و کم سواد اند. اما باید حکام اگاه باشند که مردم افغانستان امروز از هر زمان دیگر می دانند و ماهیت دموکراسی را درک می کنند، می دانند که حکومت از آن مردم است و مردم است که نظام را تشکیل می دهند نباید در برابر خواست های آنها بی تفاوت بود و موضوعات کشور را باید بطور شفاف مطرح کرد.
مردم است که رهبران و مسوولین اداره امور مملکت را بر می گزینند و فرمان روا یا نظام را نمی پسندند. این بدان معنی است که هر گاه حاکمان منتخب دچار خطا شوند حق بازخواست آنها را داشته باشند. چنانچه منحرف می شوند بتوانند آنها را عزل و دیگری را به جای شان انتخاب نمایند. علم سیاست مردم را نسبت به حقوق و وظایف شان آگاه نموده ومردم در مورد وظایف دولت و جایگاه فرد و رابطه اش با اقتدار دولتی آگاه اند.
تنها رای دادن در انتخابات شرط کافی برای مشارکت سیاسی نیست، بلکه دانش پاسخ درست بر پرسشهای لازم است. مردم باید بدانند که حکومت در کشور شان چگونه عمل می کند. نادیده گرفتن خواست های مشروع مردم بسیاری از اوقات سبب تباهی کشورها و زندگی انسانها شده است.
تیم بر سر اقتدار نباید بیتفاوتی در برابر خواست ها و نیازهای مردم اختیار کنند. امروز مردم بیش از هم به ستوه آمده اند و از بی عدالتی، فساد، نا امنی و خود کامگی رنج می کشند. هرگاه به چنین بی تفاوتی ادامه دهند و غرور ملت ما را صدمه زنند، بدون شک سرنوشت ذلت بار در انتظار شان خواهد بود.
عبدالقهار عابد
|
|
|
|
|
| سخن روز
|
|
|
خوانش حداقلی از موافقت نامه استراتژیک
موافقت نامه ی استراتژیک میان افغانستان و امریکا چندی قبل به امضا رسید. گرچه پشتیبانی از این موافقت نامه، اجماع گروه های سیاسی مخالف و موافق حکومت را در پی داشت؛ اما خوانش ها از این موافقت نامه یک گونه نیست. هر فرد یا گروه بر اساس پیش زمینه ها و خواسته های خود قرائتی از این موافقت نامه ارایه می دهند. در یک جمع بندی کلی می توان دو خوانش حداقلی و حداکثری را از این متن ارایه کرد. یکی خوانش حد اکثری، دو حد اقلی.
|
|
| ادامه |
| ارشیف |
|
|
گالری عکسها |
|
|
|
| |
|
|
|
|