سایت رسمی داکتر عبدالله عبدالله
داکتر عبدالله عبدالله
رهبر ائتلاف ملی افغانستان
Slideshow Image 1
Slideshow Image 2
Slideshow Image 3
Slideshow Image 4
سناتور امریکایی: اگر پاکستان وارد عمل نشود، ما وارد عمل می شویم! | اعلامیه ائتلاف ملی افغانستان | مولوى ارسلا رحمانى توسط افراد ناشناس به قتل رسيد | مرحله سوم انتقال مسوولیتهای امنیتی به نیروهای افغان امروز اعلان میشود
صفحه 1 | صفحه 2 |صفحه 3 |صفحه 4 |صفحه 5 

پښتو | English

 
 
تروریزم پاکستانی و مأموریت نخبه کشی در افغانستان

پاکستان، کشوری آشوب زده است. ارزش های مذهبی و هنجارهای اجتماعی این کشور، بافت شگفت آور و عجیب فرهنگی-اجتماعی را در این نقطه از جهان، پدید آورده است.
دولت این کشور، در حالی که در زمره کشورهای انگشت شماری در سطح جهان قرار دارد که به سلاح های هسته ای و کشتار جمعی دسترسی دارند و نیز از طرفی در رقابت خصومت آمیز با یک قدرت هسته ای دیگر در همسایگی اش قرار دارد؛ با این حال، یکی از ناتوان دولت های جهان در عرصه مدیریت داخلی است.
در حالی که دولت های سومالی، افغانستان و عراق، همواره در صدر فهرستی قرار داشته اند که دستگاه های سیاسی و قدرت مرکزی در آنها، سلطه بلامنازع بر تمامی قلمرو سرزمینی خود را ندارند، مدتی است که پاکستان نیز به این فهرست افزوده شده و این درست در شرایطی است که دولت مرکزی این کشور به لحاظ توان تسلیحاتی، انسجام و نظم مسلط و مستقر در نیروهای مسلح آن کشور، پیچیدگی ساخت دستگاه جاسوسی و سوابق قابل اعتنا در عرصه دولت داری براساس نظام های حزبی و انتخاباتی، با هیچیک از سیستم های سه گانه بالا قابل اندازه گیری نیست؛ اما این کشور در عرصه مدیریت داخلی و تسلط بر بخش های وسیعی از مناطق شمالی خود، عمیقا ناتوان است.
بربنیاد محاسبات پارامتریک، مردم این کشور، به صورت روزافزونی به جریان های افراطی و تندرو تروریستی، اقبال غیرقابل باوری نشان می دهند.

طالبان در جامعه پاکستانی، دیگر پدیده ای بیگانه با فرهنگ و هنجارهای مذهبی و اجتماعی مردم نیست. نتایج نظرسنجی های انجام شده در این زمینه، بسیاری از مردم جهان به ویژه مردمانی که در منطقه جنوب آسیا زندگی می کنند و اشتراکات فرهنگی و تمدنی پرپیشینه ای با پاکستانی ها دارند را در بهت و حیرت و شگفتی و هراسی عمیق فروبرده است.
به باور مردمان این منطقه، این پدیده می رود تا پاکستان جدید با هویتی تازه را متولد کند. پاکستانی که از این پس، بنای تعامل با همسایگان و شرکای فرهنگی و تمدنی اش را نه بربنیاد وجوه اشتراک و همخوانی و سازگاری؛ که براساس تفاوت ها و افتراقاتی که معلول دگردیسی های سال های پسین در این کشور است، بنا خواهد کرد.
چندی پیش، یک شبکه تلویزیونی داخلی در پاکستان، تصاویری را پخش کرد که نشان می داد چگونه ساکنان منطقه فقیرنشین سوات در شمال پاکستان به تروریست هایی که انتحار و کشته شدن در راه اهداف و آمال خود را فوزی عظیم می انگارند و معمولا پس از آموزش های لازم به کشورهایی چون افغانستان، اعزام می شوند، کمک مالی می کنند.
براساس آنچه از سوی این شبکه تلویزیونی به نمایش درآمد، مردمان منطقه فقیرنشینی که به ندرت می توان آثاری از مدنیت، زندگی شهری و رفاه را در آن یافت، طی چند ساعت، ۵/۱ میلیون روپیه پاکستانی،‌ برای به اصطلاح “مجاهدین” جمع آوری کردند.
این پدیده صرفا در مورد فقرایی که از فقر بنیان برانداز اقتصادی و ناتوانی دولت در تامین رفاه اجتماعی، شاکی و ناراضی اند نمی شود؛ مسجد سرخ یا مسجد بلال در قلب اسلام آباد؛ پایتخت نیز باری در همین سال های اخیر، شاهد یورش دسته جمعی شماری طالب تروریست بود که طی آن، فقرایی که در آن مسجد پناه گرفته بودند، به صورت گروهی، قتل عام شدند. گذشته از آن، اسامه بن لادن نیز درست در ۱۰۰ کیلومتری اسلام آباد از سوی کماندوهای آمریکایی کشته شد.
افزون بر این، نتایج به دست آمده از سرویس های نظرسنجی نیز نشان می دهد که پدیده طالبانیزم و افراط گرایی خشونت محور، به نحو خزنده اما فزاینده ای در حال رشد و ریشه دواندن سرطانی در بافت فرهنگی و ارزشی جامعه پاکستان است و گمان می رود این امر، طی سال های آینده به یکی از ارزش ها و افتخارات اجتماعی-فرهنگی در آن کشور تبدیل شود.

موسسه نظرسنجی World Public Opinion مستقر در آمریکا، مدت ها پیش، براساس یک نظرسنجی از مردم پاکستان اعلام کرد که کمتر از نیمی از جمعیت شهرنشین پاکستان، حمله به پایگاه های القاعده و سرکوب بنیادگرایان را تایید می کنند و همین تعداد از شهرنشین ها، حتا مخالف همکاری دولت مرکزی با آمریکایی ها در سرکوب القاعده یا حتا اجازه دادن به آمریکایی ها برای عملیات علیه القاعده در شمال پاکستان هستند.
افزون بر این، گفته می شود حتا سربازانی که به هدف جنگیدن با افراط گرایان مستقر در مناطق قبایلی واقع در مرز با افغانستان از سوی دولت پاکستان، اعزام می شوند، هیچ تمایل و انگیزشی برای جنگ با افراط گرایان ندارند و این امر، خطر نفوذ تفکر افراط گرایانه و تروریستی در میان ارتش را نیز تقویت کرده است.
مشکل اما زمانی ابعاد منطقه ای گسترده و فرامرزی پیدا می کند که در عرصه سیاست خارجی، حتا دموکرات ترین سیاسمداران و رجال سیاسی برجسته پاکستانی نیز با گسترش موج ویرانگری های ناشی از شیوع افراط گرایی از نوع پاکستانی و دست یازیدن افراد و سازمان های منسوب به پاکستان به اعمال و اقدامات تروریستی و خرابکارانه در کشورهای همجوار و همسایه پاکستان، هیچ مخالفتی نشان نمی دهند؛‌ بلکه به صورت تلویحی، توافق و تمایل باطنی خود را با این موج نشان می دهند. از سوی دیگر، نشانه های روشنی وجود دارد که به جز نوعی هماهنگی و همگرایی خزنده اجتماعی که با افراط گرایی و جریان های افراط در درون جامعه پاکستان، در حال بروز و ظهور و نظم و نسج است، در سطوح بالای دولت داری نیز، این جریان در بیرون از مرزهای پاکستان، مستقیما تشجیع، تشویق و تقویت می شود. چرا دولت پاکستان، از تروریزم در حال شیوع و شکل گیری به عنوان یک اصل قبول شده فرهنگی و به مثابه یک هنجار پسندیده اجتماعی، احساس خطر نمی کند؟

چرا سربازان ارتش پاکستان نبرد با افراط گرایان را نبرد با خود می انگارند و هیچ انگیزه ای برای شکست طرف دیگر جنگ و پیروزی خود ندارند؟
امروزه آنچه محورهای اصلی مبارزه ستیزه گران افراطی را تشکیل می دهد، در دولت و حکومت و جامعه پاکستان، دارای مصادیق روشن و مشخصی است؛ اما هیچ نشانه ای دال بر نشانه رفتن نوک پیکان نبردها و مبارزات افراط گرایان به آن سمت و سو دیده نمی شود.
به عنوان نمونه، طالبان و سایر جریان های افراطی، با حضور زنان در عرصه عمومی، مخالف اند و با آن مبارزه می کنند؛ اما همین جریان ها درست در زمان نخست وزیری بی نظیر بوتو در پاکستان، جوانه زدند و جان گرفتند. هم اکنون نیز حنا ربانی کهر، وزیر خارجه پاکستان است و مثال های مشابه دیگری از این دست؛ اما هیچ مخالفتی از سوی مولوی های متعصب مذهبی وابسته به جریان افراط با این امر دیده نشده است. در افغانستان اما به صورت دختران و معلمان بی گناه دانش آموز، اسید می پاشند و در حملات انتحاری به صورت گسترده ای زنان و کودکان را آماج قرار می دهند.

این همه نشان می دهد که دولت و سازمان جاسوسی پاکستان به گونه ای در پشت پروژه های تروریستی در منطقه قرار دارند. حذف سیستماتیک نخبگان سیاسی مخالف سیاست های پاکستانی در افغانستان، جای هیچگونه تردیدی در این میان، باقی نمی گذارد.
اکنون شماری از رهبران سیاسی افغانستان، آشکارا از پاکستان و دولت و سازمان جاسوسی آن کشور به عنوان متهم ردیف اول ترورهای زنجیره ای و پروژه نخبه کشی در افغانستان یاد می کنند. دولت افغانستان نیز به تازگی و به ویژه به دنبال ترور برهان الدین ربانی؛ رییس شورای عالی صلح، به جمع منتقدان جدی حمایت سازمان هایی در درون حکومت و دستگاه استخباراتی پاکستان از ترورهای زنجیره ای نخبگان سیاسی دارای سابقه مخالفت با پروژه های پاکستانی در افغانستان پیوسته است. البته در خصوص این پیوستن، هنوز شک و گمان های فراوانی وجود دارد.

شماری از تحلیلگران، دلیل این رویکرد دولت را ظاهری و بیشتر به منظور مهار اعتراضات داخلی و سرپوش گذاردن بر جوانب مبهم و پرسش برانگیز ماجرا می ‌دانند و استدلال می کنند که اگر دولت در موضع گیری های خود صادق باشد، باید با آرام شدن اوضاع، به رویکردهای قبلی خود در خصوص همگرایی با پاکستان و مصالحه، مدارا و مماشات با جریان افراط بازگشت نکند.
شماری از رهبران و نخبگان سیاسی، باور دارند که پروژه نخبه کشی از سوی پاکستان تا سال ۲۰۱۴ میلادی توسط عمال تروریستی آن کشور در افغانستان به اجرا درخواهد آمد و طی آن، مهره های درجه یک مخالف پاکستان و اغلب وابسته به مجاهدین سابق، از میان برداشته خواهند شد -چیزی که تاکنون، تا حدودی بر وفق مراد و اراده پاکستان، به پیش رفته است- و گمان می رود از سال ۲۰۱۴ به بعد، افغانستان برای سلطه و استقرار کامل و بلامنازع پاکستان و متحدان غربی و عربی آن بر کشور فراهم می شود.

7 جدی
جمهور نیوز

 
سخن روز 

خوانش حداقلی از موافقت نامه استراتژیک
موافقت نامه ی استراتژیک میان افغانستان و امریکا چندی قبل به امضا رسید. گرچه پشتیبانی از این موافقت نامه، اجماع گروه های سیاسی مخالف و موافق حکومت را در پی داشت؛ اما خوانش ها از این موافقت نامه یک گونه نیست. هر فرد یا گروه بر اساس پیش زمینه ها و خواسته های خود قرائتی از این موافقت نامه ارایه می دهند. در یک جمع بندی کلی می توان دو خوانش حداقلی و حداکثری را از این متن ارایه کرد. یکی خوانش حد اکثری، دو حد اقلی.  
 
ادامه
ارشیف
گالری عکسها    
  gallery01   gallery02  
gallery03   gallery04
gallery05   gallery06
   
 
گالری ویدیو