|
تعهدات در کنفرانس بن؛ پیام روشن و الزامیت گنگ
محمود صیقل، معین پیشین وزارت امور خارجه و رییس هیئت اپوزسیون سیاسی حکومت افغانستان در نشست بُنِ دوم، در گفتگوی ویژه با «بامداد»، نحوهی برگزاری این نشست بینالمللی، نقاط قوت و ضعف آن و تعهدات صورت گرفته از سوی جامعهی جهانی و دولت افغانستان را به بررسی گرفته است.
کنفرانس بن دوم که شما در آن شرکت داشتید، برای آیندهی افغانستان بسیار با اهمیت عنوان شده است. آیا بن دوم به اندازهی کنفرانس بن اول، با اهمیت بود؟
کنفرانس بن دوم از آن جهت مهم بود که در این کنفرانس، جهان یک بار دیگر تعهد سپرد که پس از 2014 افغانستان را تنها نخواهد گذاشت و به حمایت خود از این کشور پابند خواهد ماند.
مخصوصاً تعهد قوی جامعهی جهانی در تربیت، تجهیز، تمویل و افزایش توانمندیهای نیروهای امنیتی افغانستان بعد از ختم مرحلهی انتقال، تا اندازهای خاطر ما را جمع میسازد. بن اول چارچوب سیاسی دولتسازی را همراه با معیارها، میعادها و مکانیزم تطبیقی مشخص آن طرح نمود که بر اساس آن ظاهراً پروسهها، قوانین و نهادهای دولتی شکل گرفت، ولی در ماهیت، همه شان ضعیف باقی ماند.
بن دوم روابط درازمدت افغانستان را با جامعهی جهانی تعریف کرد و برای نهادینه شدن دولتداری خوب در افغانسان تصمیمهایی گرفته شد. اما متأسفانه برای عملی شدن این تصمیمها هیچ معیار، میعاد و ضمانت تطبیقی اعلام نشد که این مایهی نگرانی ماست.
از طرفی هم قطعنامهی کنفرانس بن دوم الزامیت حقوقی ندارد و فقط دیدگاه مشترک جامعهی جهانی را در مورد آیندهی افغانستان انعکاس میدهد. باید گفت که هیئت اپوزسیون سیاسی افغانستان در ترکیب هیئت رسمی حکومت حضور نداشت، بلکه در حاشیهی کنفرانس، به طور جداگانه با هیئتهای بین المللی، جامعهی مدنی و مطبوعات دیدار نمود.
بحث اصلی در کنفرانس بن دوم روی چه مواردی صورت گرفت؟
بحث اصلی را تعهدات افغانستان و جامعهی جهانی در قبال همکاریهای درازمدت (از 2015 تا 2024) در ساحات حکومتداری، امنیت، چگونگی برقراری صلح، توسعهی اقتصادی و اجتماعی، همکاریهای منطقهای و دورنمای آیندهی افغانستان تشکیل میداد. در این موارد باید موضع گیریهای 85 کشور و 15 سازمان بینالمللی هماهنگ میشد.
چرا ده سال آینده را «دههی شفافیت» نام گذاشتند؟
در سند کنفرانس بن دوم، ده سال آینده را نه تنها "دههی شفافیت" بلکه "دههی دگرگونی و تغییر" نام نهاده اند که "شفافیت" یک بخش آن است. این دهه بعد از مرحله انتقال مسئولیتهای امنیتی از نیروهای بین المللی به نیروهای افغان، در سال 2015 آغاز گردیده و در سال 2024 پایان مییابد. بر اساس قطعنامهی کنفرانس بن دوم، انتظار میرود که در این دهه، حاکمیت قانون و دولتداری تقویت و نهادینه گردیده و افغانستان به ثبات درازمدت و مطمئن دست یابد.
دولت افغانستان برای این کار چه تعهد یا تعهدات مشخصی به جامعهی جهانی سپرده است؟
قطعنامه به نام کشور افغانستان (نه حکومت افغانستان) و جامعهی جهانی صادر گردیده است. در آن ظاهراً تعهداتی صورت گرفته است که نظام سیاسی آیندهی افغانستان، یک جامعهی کثرتگرا، متکی به قانون اساسی خواهد بود و این که مردم افغانستان به ساختن یک جامعهی با ثبات، دموکراتیک و متکی به حاکمیت قانون، ادامه خواهند داد.
در مادهی هفتم قطعنامه کنفرانس آمده است که در پهلوی جامعهی مدنی مدرن، ساختارهای جامعهی مدنی سنتی نیز در فرایند دموکراسی شامل خواهد بود.
این که جایگاه قانونی این ساختارهای سنتی چیست؟ چیزی گفته نشده است و به یقین که دروازه را برای قانونشکنیها و تقویت هرچه بیشتر ذهنیت قبیلهای حکومت در آینده باز خواهد داشت که من از این ناحیه تشویش دارم.
هدف از اصلاحات دموکراتیک که رییس جمهور به آن وعده داده، چه خواهد بود؟
در کنفرانسی به این عظمت، تنها چیزی مهم قطعنامه کنفرانس بود، نه وعدههای رییس جمهور در مراسم گشایش آن.
در پیشنویس قطعنامه که توسط حکومت تهیه گردیده بود، مسایل قانونمندی و انتخاباتی بسیار ضعیف مطرح شده بود. البته قبل از آغاز کنفرانس، هیئت اپوزسیون سیاسی با بیش از ده هیئت از کشورهای مختلف ملاقاتهایی مفصل داشت و پیش از آن هم از طریق مراجع رسمی نظرات خود را به حکومت افغانستان، کشورهای مختلف و مؤسسات بین المللی انتقال داده بود.
تأکید بیش از حد ما بر تقویت حاکمیت قانون، ایجاد نهادهای دولتی شفاف، قوی و فعال و احیای اعتماد مردم بالای پروسهی انتخاباتی بود.خوشبختانه یک روز قبل از کنفرانس، تعدادی از کشورها به صدای اپوزسیون سیاسی افغانستان لبیک گفته و در جریان بحث بالای محتویات قطعنامه، بالای حاکمیت قانون و پروسهی انتخاباتی جدی شدند. حکومت افغانستان هم چارهای جز پذیرفتن پیشنهادها نداشت.
تقاضای دیگر ما، مشروط بودن مساعدتهای بینالمللی به اندازهی احترام حکومت به حاکمیت قانون، برگزاری انتخابات سالم، ارتقای توانمندیها و عواید ملی افغانستان بود که تا حدی به این تقاضا هم توجه صورت گرفته است.
پیش از این کمکهایی جهانی برای افغانستان مشروط به تعهد دولت افغانستان در امر مبارزه با فساد بود، تعهد افغانستان برای مبارزه با فساد در این کنفرانس چقدر جدی بود؟ آیا کشورهای کمککننده را متقاعد ساخت؟
در ظاهر بلی؛ در قطعنامه مختصراً ذکر گردیده که مبارزه با اشکال مختلف فساد، یکی از اولویتهای کلیدی حکومت افغانستان را تشکیل میدهد، ولی در ملاقاتهای دو جانبه با ما، اکثر کشورها در این مورد اظهار شک و تردید میکردند.
ما برای پیگیری تعهدات جانب حکومت افغانستان خواهان این بودیم که از کنفرانس بن طرح یک مکانیزم عملی بیرون آید، اما متاسفانه همچو یک طرح به وجود نیامد.
دلیلی که برای ما از طرف بعضی از هیئتها گفته شد این بود که بسیار مشکل بود در وقت کم، موافقت صد کشور و سازمان بین المللی در این مورد به دست آید. فکر میکنم که حکومت افغانستان نیز طرفدار همچو یک مکانیزم نبود و پیشنهادهای خود را هم بسیار ناوقت به جامعهی جهانی سپرد تا وقت زیاد برای ایجاد همچو یک مکانیزم میسر نگردد.
تفاوت تعهدات جهانی در این کنفرانس نسبت به تعهدات شان در کنفرانسهای دیگر، چه بود؟
در قطعنامه کنفرانس و بیانات هیئتها کلمات و جملات واضح در حمایت درازمدت از افغانستان به کار برده شده، ولی تعهدات بسیار به شکل عمومی بوده و داخل جزئیات نمیگردد. اصلاً برای تطبیق مواد قطعنامه نه شاخصه و معیاری وجود دارد، نه میعادی، نه مکانیزم خاصی و نه هم کدام الزامیت حقوقی. متاسفانه به سختی میتوانستیم کسی را بیابیم که در فکر این مسایل باشد.
وقتی با هیئتهای بین المللی ما این سوالات را مطرح نمودیم گفتند که حکومت افغانستان برای آمادگی این کنفرانس دو سال وقت داشت ولی فقط دو هفته پیش از کنفرانس، پیشنهادهایی را تقدیم جامعهی جهانی نمود. واضح بود که حکومت برای بهرهبرداری سالم از این کنفرانس بین المللی برای افغانستان، سهواً و یا هم عمداً غفلت زیاد نموده بود و آمادگی لازم برای آن نداشت.
بخش اعظمی از جامعهی جهانی هم به عنوان این که به نظرات حکومت افغانستان احترام قایل اند و در امور داخلی افغانستان نمیخواهند دخالت نمایند، خود را به سادگی برائت داد.
حال سندی از این کنفرانس برآمده است با پیام نسبتاً روشن ولی با شیوهی تطبیقی و الزامیت گنگ که نمیدانم در صورتی که یک طرف در آن کوتاهی نماید، چه خواهد شد؟
در مورد آوردن طالبان به قدرت و چگونگی مصالحه با آنها، فعالان جامعهی مدنی و حقوق زن نگران از دست رفتن دست آوردهای ده سالهی افغانستان اند. در این کنفرانس نقش جامعهی مدنی چگونه بود و آیا تضمین لازم برای زنها مبنی بر از دست نرفتن آزادیهای امروزی شان، داده شد؟
در کنفرانس، برای ثبات پایدار در افغانستان، در پهلوی افزایش توانمندیهای دفاعی کشور، روند سیاسی صلح شامل مذاکرات و آشتی، ضروری دانسته شد. اساسات این پروسه را رهبری افغانستانی، مشمول بودن منافع قانونی تمام مردم افغانستان در پروسه، اذعان حاکمیت، ثبات و وحدت مردم افغانستان، ترک و تقبیح خشونت، مقاطعه با ترویزم بین المللی، احترام به قانون اساسی افغانستان به شمول مسایل مربوط به حقوق بشر، مخصوصاً حقوق زنان، و احترام و حمایت منطقه از پروسه صلح و نتایج آن، تشکیل میدهد.
همهی موارد یادشده برای فعالان جامعهی مدنی و اپوزسیون سیاسی کشور مهم است، ولی چیزی که یک اندازه قوت یافته شمولیت منافع قانونی تمام مردم افغانستان در پروسه است که متاسفانه تا امروز حکومت آن را نادیده گرفته و حکومت طرح ناقص خود را به عنوان طرح ملی مطرح نموده است.
حکومت و اپوزسیون سیاسی همچنان مذاکرات مستقیم با پاکستان را ترجیح میدادند، ولی متاسفانه در قطعنامه بن، به این مسئله قطعاً اشاره نشده است.
ترکیب هیئت دولت افغانستان را که در کنفرانس شرکت نموده بود چگونه یافتید؟ آیا در ترکیب هیئت دولتی مشارکت عمومی و حضور افراد آگاه رعایت شده بود؟
ترکیب هیئت زیادتر از قوای اجرائیه نمایندگی میکرد تا از نهادهای یک دولت مقتدر. حضور فقط دو نماینده جامعهی مدنی و نمایندههای شورای ملی بر اساس قرعه، نشان میداد که حکومت نقش محوری را بازی میکرد و نقش نهادهای دیگر دولت، کمرنگ بود.
نقش اپوزسیون سیاسی دولت در این کنفرانس چگونه بود؟
طوری که اکثر هموطنان محترم اطلاع دارند، ائتلاف ملی افغانستان که به صفت یک جناح اساسی اپوزسیون از بستر انتخابات 1388 ریاست جمهوری ظهور کرد و دیگر جناحهای اپوزسیون سیاسی که در این تازگیها به وجود آمده اند، ماهها قبل اشاره دادند که به خاطر منافع ملی و حفظ آبرو و عظمت مردم افغانستان آماده اند تا انعطاف نشان داده و در ترکیب هیئت افغانی زیر بیرق حکومت در کنفرانس بن حضور یابند.
تقاضای شان این بود که حضور شان در بن نمادین نبوده بلکه در تعیین دستور کار و پیشنویس سند پیشنهادی، نقش فعال داشته باشند.
متأسفانه حکومت به این نظرات هیچگونه علاقه نشان نداد. دستور کار و سند پیشنهادی را بدون مشوره با پارلمان، اپوزسیون سیاسی، جامعهی مدنی، بخش خصوصی و حلقات اکادمیک، به تنهایی خود تهیه و خیلی ناوقت به جامعهی جهانی فرستاد.
این در حالی بود که به اعتراف مسئولان حکومت، نزد اپوزسیون مسلح (طالبان و دیگران) عذر و زاری صورت گرفت و از آنها خواسته شده بود که باید در کنفرانس اشتراک نمایند.
با نزدیک شدن کنفرانس، شورای رهبری ائتلاف ملی افغانستان تصمیم گرفت تا هیئتی را به طور مستقل به بن بفرستد تا دیدگاههای اکثریت مردم را به جهانیان انعکاس دهد. از بنده دعوت شد تا این هیئت را رهبری نمایم. در ترکیب هیئت، دکتور نجیب یوسفی و دکتور سلطانه پرونتا نیز حضور داشتند.
قبل از حرکت به سوی بن، با استفاده از وقت کمی که وجود داشت با تعدادی از جناحهای دیگر مطرح، از آن میان ائتلاف پارلمانی حمایت از قانون و جبهه ملی نیز صحبت نمودیم و در بن تمرکز کاری ما زیادتر روی موضعگیریهای مشترک اپوزسیون سیاسی افغانستان بود.
طی دو روز قبل از کنفرانس با بیش از ده هیئت بین المللی، مانند ایالات متحده امریکا، سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، جمهوری مردم چین، انگلستان، امارات متحده عرب، فرانسه، هنگری (مجارستان) آلمان و زیلاند جدید، ملاقاتهای مفصل و همه جانبه داشتیم. در این ملاقاتها، دیدگاههای اپوزسیون سیاسی را در موارد مختلف مطرح نمودیم.
هیئت شرکت کننده از کشورهای جهان در چه سطحی بود؟
اکثراً در سطح وزرا و معاونان امور خارجه، ولی در ترکیب هیئتها، مسئولان عالی رتبهی حکومتی نیز وجود داشتند.
پاکستان در این کنفرانس شرکت نکرد، آیا عدم حضور این کشور در این کنفرانس حس میشد؟
بلی، ولی آنقدر زیاد نه. این کنفرانس زیادتر در مورد اعلام حمایت جهان از افغانستان در درازمدت بود. ولی به یقین که حضور و اعلام مواضع پاکستان در قبال مسایل امنیتی افغانستان اهمیت خود را داشت که جای خالی آن حس میگردید. مخصوصاً که در قطعنامه به پناهگاههای منطقهای تروریزم و افراطگرایی اشاره شده و توقع رفته است که همکاریهای منطقهای ملموس بتواند جلو آن را بگیرد.
در واقع جهان آمادگی خود را در مبارزه با تروریزم و حمایت از افزایش توانمندیهای افغانستان در درازمدت، بدون اظهار همکاری پاکستان، اعلام نمود که ملامتی آن به موضع گیریهای غلط پاکستان گره میخورد تا چیزی دیگر.
بامداد
28 قوس 1390
|