|
گره کار افغانستان در کجاست؟
کار ویژه یک رییسجمهور، حفاظت از جان و منفعت مردم است. کسی که به عنوان فرد نخست یک کشور، سوگند وفاداری به جای میآورد، دیگر مسئولیت او بر قلمرو عمومی شهروندان گسترش مییابد.
این شخص باید خود را ملزم به رعایت خواستها و مشکلات عمومی بداند تا ملاحظات فردی و خانوادگی... این معادله بر تمامی مدیران و متصدیان یک کشور تعمیم مییابد. رییس، وزیر و یا رییسجمهور شدن به صورت اجتنابناپذیر، فرد را در دایره منافع و خواستهای عمومی منتقل میکند. این فرد باید با ذهن و فکر و وجدان خویش، وارد حوزه عمومی شده و گستره کاریاش را در این حوزه بهکار اندازد.
یک مسئول از نتایج کار خویش آگاه است و هر کنش او مبتنی بر سود و زیان اقشار گوناگون تنظیم میگردد. برآیند کنش و واکنش یک مدیر خواسته و ناخواسته از حیطه سود و زیان او بیرون رفته، شامل رفتارهای حوزه عمومی میگردد چون چگونگی فعالیت وی، قطعا بر چگونگی درآمد، امنیت روانی و شغل سایر شهروندان رابطه کمی و کیفی ایجاد میکند.
در نظامهای مردمی که میزان تعهد و پاسخگویی مدیران، بالاست، میزان تاثیرپذیری مجریان امور از حوزه عمومی و افکار عامه نیز بیشتر میباشد و برعکس، میزان تثایرپذیری جامعه در بیشتر موارد کاهش مییابد اما در در نظامهایی که رهبران تعهد کمتر و توقع فزونتر دارند، سقف وابستگی مردم به تصامیم مدیران، گسترده و میزان تاثیرپذیری آنان از رهبران بالا میباشد و در عین حال، از میزان وابستگی و اتکای مجریان امور به حوزه عمومی، کاسته میشود.
رهبران کشور ما تنها از چیزی که تاثیر نمیپذیرند، افکار و نیازهای همه مردم است. این تاثیرپذیری به صورت یکجانبه به مردم منتقل شده و بار سنگین آن بر دوش حوزه عمومی گذاشته شده است.
سیاستمداران کشور بر این اندیشهاند که در جایگاهی که قرار دارند، حق مسلم آنهاست. معمولا مرجع توزیع این حق را نیز نه مردم، بلکه فرد بهخصوصی تلقی میکنند. به همین دلیل است که هیچگاه از دیدگاهها و مواضع حوزههای دیگر، حساب نمیبرند.
در چنین وضعی، همهچیز در مسیر اراده یک فرد، وجهه مییابد و آنها مدیون خوان بیکران تنها سلطان هستند که طعمهای از این خوان به آنها سزاوار دیده شده است. در این حالت، مقام و چوکی، حق و امتیاز پنداشته میشود تا مسئولیت سنگینی که در یک مقطع خاص و در چارچوب الزامات قانونی به دوش فرد گذاشته شده است که این مسئولیت میتواند به فرد دیگر منتقل گردد.
بر اساس اطلاعات روزنامه ماندگار، در ده سال گذشته، آقای کرزی به یمن قانون اساسی تصویب شده در دوره خودش، تمامی مسایل و بخشهای کشور را در چنگ خود حفظ کرده و تمامی صلاحیتهای اجرایی را متمرکز کرده است.
ایشان وقتی روی مسالهای تصمیم میگیرد و کسانی را از قدرت عزل میکند و یا هم با کشوری وارد معامله شده و یا سیاست دنبالهروی و گریز از قدرتی را در اندیشه دارد، همه این مسایل به مشوره یک جمع بهخصوص و فرمان شاهانه خویش تسجیل مییابد. بدون شک این نوع نظام، پرهزینهترین و خللپذیرترین نظام است.
آقای کرزی تاکنون بیشترین تصامیم و کنشهای دولتی را بر پایه سود و زیان شخصی خود و تیمش گرفته است. او وقتی با آمریکا وارد تعامل استراتژیک میشود، از همین دریچه است؛ زمانی که مدافع سرسخت کاخ سفید و نیروهای امریکایی است، موضوع نیز در همین دایره صورت میبندد و وقتی زبان اعتراض و انتقاد شدید در برابر اربابان دیروزش بلند میکند نیز از همین چشمه آب میخورد.
افغان پیپر
13 حمل
|