| |
|
| |
|
فساد در کجاست ؟!
دولتمردان فاسد شده اند. مسولان دولتی فاسد هستند. کارمندان دولت علنی رشوه طلب می کنند. فلان وزیر چندتا خانه خریده است. فلان رییس اداره در دبی شرکت زده است. فلان معاون به ساختمان سازی پرداخته است. فلان رییس قبلی در ... اینها جملاتی است که زبان به زبان می چرخد و برای گوش های عامه دیگر به یک امر عادی بدل شده است.
باورمندی به صداقت کاری و تعهد به شرافت انسانی و ایمان به وجدان قوی ، تمسخر آمیز جلوه می کند!
حتی کار بدانجا رسیده است که در یک اداره و یا ... یا باید از پارت مافیایی آنان باشی و شریک دزدی های شان و یا اخراج !
جالب است.
در کشوری که مردم آن مسلمان هستند و حکومت آن به اصطلاح اسلامی است ، اینگونه رفتار و تلقین آن به ذهنیت اجتماع ، امری بعید بنظر می رسد ، اما یک واقعیت باور نکردنی است که دیگر باور شده است.
سه روز قبل معاون دوم رییس جمهور در زمینه اشاراتی داشت و اعتراف نمود که قسمتی از باندهای مافیایی اداری دولتی همچنان فعال هستند.
علاوه بر این سخنگویان دادساتی و دادگاه عالی نیز بر این امر ، علنا معترف شده اند.
هرچند این موضوع بارها از زبان بزرگان دیگر دولتی مانند رییس جمهور نیز شنیده شده است.
جالبتر اینجاست که بانیان فساد اداری در افغانستان که همانا غربی ها بشمول پاکستان می باشند ، دولت و مردم افغانستان را به فساد متهم می کنند. حال آنکه خودشان وارد کنندگان فساد اداری و اقتصادی به این مملکت هستند و بیشترین سود را در این میان آنان به جیب زده اند.
متاسفانه تا کنون دولت با وجود ساختن ادارات موازی و متعدد در زمینه فساد اداری فقط شعار داده است و حتی یک مورد هم به موارد عملی نزدیک نشده است.
در برخی مورد های جزئی فقط افرادی متهم شده اند که از دادن رشوت های کلان و داشتن رابطه قوی با پارت های مطرح سیاسی و نظامی ، بی بهره بودن اند.
مشکل در کجاست ؟
اگر از منظر واقعیت بدون جانبداری خاص ، به مساله مطروحه بپردازیم ، نه تنها اکثر افراد مطرح سیاسی و نظامی که بسیاری از اصول امروزی در حکومت فعلی نیز زیر سوال می رود ! و چنین قدرتی که قادر به انجام اینچنین کاری باشد ، در کشور وجود ندارد. شاید بشود تا قدری به افشاگری پرداخت اما این افشاگری به چه قیمتی تمام خواهد شد ؟
پس راه چاره چیست ؟
در کشوری مانند افغانستان که مردم آن بر سنت متفاوت در مکان های مختلف احترام داشته بدان پایبند هستند ، بهترین گزینه واگذاری امتیازات اجتماعی به سران قومی در مناطق خودشان است. بگونه ای که دولت فقط جنبه نظارتی بر آن داشته از هرگونه برخوردهای ناسنجیده و تصامیم عجولانه پرهیز کند.
زیرا در افغانستان افرادی سودجو از کلماتی مانند دموکراسی و حقوق بشر سوء استفاده نموده عرصه را برای زندگی آرام و مطمئن مردم تنگ می کنند. این حقیقت در دوره چندساله حکومت جناب کرزی به اثبات رسیده است هرچند بسیاری از دولتمردان و دیگر سوء استفاده گرها بظاهر خود را مبرا از این اتهام می دانند.
شاید چاره دیگر برچیدن فساد ، دگرگونی کامل نظام باشد که برخی از افراد مخالف دولت ، بر این تاکید دارند و معتقدند که نظام ریاستی و شخص رییس جمهور باعث ایجاد و گسترش فساد در دولت شده است.
که این هزینه ای گزاف دارد.
بگذریم !
شاید مردم با نظرات شان راهگشای این معضل بزرگ باشند.
و من الله التوفیق
افغان پیپر
10 حمل
|
|
|
|
|
| سخن روز
|
|
|
خوانش حداقلی از موافقت نامه استراتژیک
موافقت نامه ی استراتژیک میان افغانستان و امریکا چندی قبل به امضا رسید. گرچه پشتیبانی از این موافقت نامه، اجماع گروه های سیاسی مخالف و موافق حکومت را در پی داشت؛ اما خوانش ها از این موافقت نامه یک گونه نیست. هر فرد یا گروه بر اساس پیش زمینه ها و خواسته های خود قرائتی از این موافقت نامه ارایه می دهند. در یک جمع بندی کلی می توان دو خوانش حداقلی و حداکثری را از این متن ارایه کرد. یکی خوانش حد اکثری، دو حد اقلی.
|
|
| ادامه |
| ارشیف |
|
|
گالری عکسها |
|
|
|
| |
|
|
|
|